خرید بک لینک
آهی کشید غمزده پیری سپید موی افکند صبحگاه ، در آیینه چون نگاه در لابلای موی چو کافور خویش دید یک تار مو سیاه! در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد. در خاطرات تیره و تاریک خود دوید. سی سال پیش ، نیز، در آیینه دیده بود : یک تار مو سپید! در هم شکست چهره ی محنت کشیده اش دستی به موی خویش فرو برد و گفت: وای! اشکی به روی آینه افتاد و ناگهان بگریست های های! دریای خاطرات زمان گذشته بود هر قطره ای که بر رخ آیینه

برچسب: دریا, نویسنده: بنیامین توکلی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 21:03

صفحه بندی